تبلیغات گلهای فوتبالی
سیستم عامل
امنیتی
مالتی مدیا
اینترنت
گرافیك
ابزارهای سی دی
كاربردی
سرگرمی
بازی
موبایل
ابزار وبلاگ
موزیك
فیلم
كتاب
--------------------------------------------------------------------------------------------
آب زنید راه را هین که نگار می رسد
مژده دهید باغ را بوی بهار می رسد
راه دهید یار را آن مه ده چهار را
کز رخ نوربخش او نور نثار می رسد
چاک شدست آسمان غلغله ایست در جهان
عنبر و مشک می دمد سنجق یار می رسد
رونق باغ می رسد چشم و چراغ می رسد
غم به کناره می رود مه به کنار می رسد
تیر روانه می رود سوی نشانه می رود
ما چه نشسته ایم پس شه ز شکار می رسد
باغ سلام می کند سرو قیام می کند
سبزه پیاده می رود غنچه سوار می رسد
خلوتیان آسمان تا چه شراب می خورند
روح خراب و مست شد عقل خمار می رسد
چون برسی به کوی ما خامشی است خوی ما
زان که ز گفت و گوی ما گرد و غبار می رسد
مطلب زیر در روزنامه جام جم مورخ 29/11/86 به چاپ رسیده است :
رشید شریفی سنگین وزنی که می خواهد افتخارآفرین باشد
می خواهم راه رضا زاده را ادامه دهم
جام جم آنلاین: پس از شوک سنگینی که بر اثر دوپینگی بودن 9وزنه بردار شاخص و ملی پوش کشورمان به این رشته وارد شد، شرایط ناامیدکننده و بحرانی ای بر وزنه برداری ایران حاکم شد. در چنین وضعیت ناخوشایندی مدیریت وزنه برداری برای آرام کردن فضای ملتهب وزنه برداری به درستی وارد عمل شد و با تمهیدات اصولی خود توانست جو متشنج را کنترل و رفته رفته تبدیل به آرامش و سازندگی کند.
مهمترین برنامه ریزی بهرام افشارزاده به عنوان رئیس فدراسیون وزنه برداری درخصوص خارج کردن این رشته از بحران اختلافات و جلوگیری از تخریب شخصیت مدیران و مربیان با سیاستگذاری منطقی مشهود و موثر بود. وی با پرهیز از هرگونه حاشیه سازی و اتهامی در مقایسه با گذشتگان تمام توان و تمرکز خود را معطوف به امر سازندگی و پشتوانه سازی با جذب استعدادها کرد.اکنون پس از گذشت 18ماه از آن واقعه تلخ ، کم کم اثرات و تبعات این رویکرد و سیاست سازنده در وزنه برداری ما قابل رویت است.
پرورش جوان های مستعد و آینده دار روزهای خوشی را برای این رشته نوید می دهد. اکنون وزنه برداری به جوان هایی چون محسن بیرانوند، اصغر ابراهیمی ، محمد صالحی ، سجاد بهروزی و رشید شریفی می بالد و امیدوار است با چنین استعدادهای شگرف و جوان نوار طلایی و افتخارات اسلاف گذشته همچنان مستدام و روبه افزایش ادامه یابد.
آشنایی با آینده داری ازسده لنجان
رشید شریفی سده 30شهریور 1363در خانواده ای پرجمعیت و عیالوار در منطقه سده لنجان که در 40کیلومتری جنوب غربی اصفهان واقع شده به دنیا آمد. او آخرین فرزند خانواده 9نفره ای است که 3 دختر و 4 پسر ثمره آن است. حدود یک سال است از جرگه مجردها خارج و به جمع متاهلان پیوسته و تا کسب دیپلم متوسطه تحصیل کرده اما تحصیلات دانشگاهی را به پس از ورزش قهرمانی موکول کرده است.
«وزنه برداری را از 13سالگی از همان شهر کوچک مان که حدود 20هزار نفر جمعیت دارد و امکانات ورزشی آن در 8 9سال پیش تعریفی نداشت در سالن بدنسازی زیر نظر اسماعیل صالحی شروع کردم که فقط یک تخته وزنه برداری از سوی هیات وزنه برداری شهر در آن قرار داشت ، اما اکنون وضعیت بهتر شده و 2سالی است سالن جدیدی مخصوص وزنه برداری احداث شده که جوانان بسیاری را به خود جذب کرده است . من هم با وجود علاقه مندی به رشته های مختلف چون برادر بزرگترم وزنه بردار بود و من را به همراه خود به سالن تمرین می برد کم کم به این رشته علاقه مند و جذب شدم ».
اولین تجربه قهرمانی
پس از چندین ماه تمرین کردن سرانجام در سال 77 در اولین مسابقه رسمی با عنوان قهرمانی نوجوانان کشور که در فرخ شهر چهارمحال و بختیاری برگزار شد، شرکت کردم و به لطف خدا به مقام قهرمانی دسته 69کیلو دست یافتم. این موفقیت سرآغازی شد برای کسب مدال های دیگر.
دو سه سالی در مسابقه های قهرمانی کشور نوجوانان عنوان اول را کسب کردم تا این که در سال 79 به تیم ملی نوجوانان دعوت شدم . قرار بود به مسابقه های برون مرزی اعزام شویم که عملی نشد و سفر لغو شد.
در سال 82برای اولین بار به عضویت تیم ملی جوانان درآمده و در رقابت های قهرمانی جوانان آسیا در اندونزی به مقام قهرمانی و مدال طلا رسیدم . این مدال که در 19سالگی و در دسته 105کیلو به دست آمد، برایم خیلی شیرین بود. در پی آن در همان سال در مسابقه های وزنه برداری آسیا آفریقا به مدال نقره رسیدم .
در مسابقه های قهرمانی جوانان باشگاه های آسیا در چین باز هم نقره گرفتم . پس از این رقابت ها به یک وزن بالاتر و به 105+ کیلو صعود کردم . در سال 83و در حضور بهترین وزنه برداران جوان جهان که در جمهوری بلاروس گرد هم آمده بودند صاحب برنز دنیا شدم . متعاقب آن در آوردگاه جوانان آسیا که به میزبانی تایلند برگزار شد صاحب یک مدال نقره دیگر شدم .
بهترین رکورد جانشین رضازاده
در سال 86 در 2 مسابقه جهانی و باشگاه های آسیا به رقابت پرداختم . ابتدا در مسابقه های قهرمانی بزرگسالان جهان در تایلند به روی تخته رفتم که با مجموع 410کیلو عنوانی بهتر از هشتمی جهان به دست نیاوردم در شرایطی 180یک ضرب و 230کیلو دوضرب را در جهانی بالای سر بردم که در پیش از جهانی و در اردوی تیم ملی توانسته بودم 195یک ضرب و 5/237 کیلو را در دوضرب مهار کنم و این تاکنون بهترین حدنصابی بوده که به دست آورده ام . رقابت های جام باشگاه های آسیا در سوریه آخرین مسابقه ای بود که ماه گذشته شرکت کردم و با بلند کردن وزنه های 190و 220و مجموع 410کیلو مدال طلا گرفتم .
استارت دوباره برای اوجگیری
پس از بازگشت از سوریه متاسفانه به دلیل فوت پدرم 2هفته ای از تمرینات به دور بودم ، اما حدود 10روزی است که در تمرینات اردویی شرکت کرده ام و کم کم دارم به شرایط طبیعی گذشته بازمی گردم .در حال حاضر در رقابتهای لیگ وزنه برداری هم عضو تیم مناطق نفت خیز خوزستان هستم .
افتخار همراهی با پهلوان رضازاده
افتخار می کنم که با پهلوان بزرگ وزنه برداری تمرین کرده و در یک تیم عضویت داریم . اما به هیچ وجه چنین جسارتی نمی کنم که بخواهم جای او را بگیرم . او در همه زمینه ها الگویم است و از او انگیزه می گیرم . تنها تمام تلاشم را به کار خواهم بست که راه او را بروم . البته پهلوان رضازاده همه جوره استعداد داشته و ریاضت فراوانی کشیده تا به چنین افتخارات باارزش و ماندگاری دست یافته است .
طلای سوم در مشت اوست
کسب سومین طلای المپیک دور از دسترس و توان این نابغه اردبیلی نیست و او همچنان می تواند همچون گذشته به رکوردهای دست نیافتنی و شگفتی های خود ادامه بدهد. بدون شک کسب 3مدال طلای المپیک ، حسین رضازاده را تبدیل به شاخص ترین اسطوره ورزشی ایران و جهان در تاریخ بازی های المپیک خواهد کرد و این موفقیت می تواند برای توسعه ورزش ایران و معرفی آن به جهانیان به عنون یک رکورد دست نیافتنی بسیار موثر و سرنوشت ساز جلوه کند.
مربیان چینی بسان بلغارها
با مربیان خارجی زیادی کار نکرده ام . بیشتر زمان تمرینات اردویی را با بهمن زارع پشت سر گذاشته ام . در 2سال آخری که ایوانف به ایران آمد در اردو نبودم . البته یک بار در آغاز همکاری دوباره ایوانف در اردوی یک ماهه ای که در بلغارستان تشکیل شد با او کار کردم ، اما در تهران او مرا به اردوی تیم ملی دعوت نکرد.
به نظر من تفاوت چندانی میان سبک مربیان روسی و بلغاری با چینی وجود ندارد. اما روس ها و بلغارها تمرینات فشرده تری را در دستور کار قرار می دهند. در حال حاضر هم مربیان چینی با همان سبک و روند مربیان بلغاری کار می کنند.
امکانات خوب اردویی
در حال حاضر شرایط زندگی در اردو و تمرینات اردویی خیلی بهتر شده و مسوولان فدراسیون تا حد توان و تلاش خود همه جور امکانات را برای وزنه برداران و بخصوص اردوی تیم ملی تهیه و آماده کردند تا وزنه برداران کمتر مشکل و دغدغه ای داشته باشند.
از موقعی که محمد نصیری پیشکسوت پر افتخار وزنه برداری به ایران بازگشته و با فدراسیون وزنه برداری همکاری دارد، حال و هوای خاصی در فضای وزنه برداری حاکم شده و برای همه وزنه برداران رده های مختلف یک نیروی روحیه بخش مثل دوپینگ روحی است . به نظر من یکی از اقدامات سازنده و موثر فدراسیون انتخاب وی به عنوان مسوول استعدادیابی است که با حضور در استان ها باعث جذب نوجوان ها و جوان ها به وزنه برداری و گسترش سریع این رشته در اقصی نقاط کشور می شود.از مربیانم تشکر می کنم . جا دارد از همه کسانی که برایم زحمت کشیده اند تشکر و قدردانی کنم .
در ابتدا الفبای وزنه برداری را از اسماعیل صالحی و سپس پسر وی اسدالله در سده لنجان آموختم سپس در اصفهان مرحوم رضا استکی و در نهایت در تیم های ملی مسعود قاسمی و بهمن زارع زحمات زیادی برایم کشیده اند و حق زیادی بر گردنم دارند.
سعید میرزا شفیع
29/11/86
روزنامه جامجم
آنچه مسلم است نقش پهلوان رشید شریفی در معرفی شهر سده لنجان به جهانیان است . ولی ما در مقابل او چه وظیفه ای داریم؟ تا کنون چقدر از زحمات او قدر شناسی کرده ایم ؟ حسین رضا زاده را اردبیلیهای وفادار با قدرشناسی های خود از زحمات او حسین رضازاده کردند. ما چقدر پیگیر اخبار رشید هستیم؟! وقتی در شهرمان حضور دارد چگونه با او برخورد می کنیم؟
اینها همه مسائلی است که باید به آن فکر کنیم و برای آینده و ایجاد انگیزه بیشتر در این جوان غیرتمند بیش از پیش تلاش کنیم.
حلول ماه پیروزی خون بر شمشیر بر عموم شیعیان به ویژه همشهریان عزیز تسلیت باد.
بار دیگرچهره شهر ها رنگ ماتم و عزا به خود گرفت. در هر کوی و برزن که نظر افکنی استیلای غم را بر درو دیوار خواهی یافت . بیرقهای سیاه و سبز را می بینی که سر از آستان منازل ، مساجد، تکیه گاهها و حسینیه ها بیرون آورده و همه گویای یک کلمه اند : محرم.
آری یک بار دیگر توفیق درک محرمی دیگر در عمرمان را یافتیم.
محرم، ماه ایثار و از جان گذشتگی است!
ماه عشق و شور و فریاد است!
ماه سرافرازی بر فراز نیزه هاست!
ماه آمیختن با خون و آمیختن عشق است.
ماه یاد آوری تشنگی واسارت
ماه سر دادن ندای هیهات منّا الذلة
ماه شنیدن هل من ناصرٍ ینصرنی روشن ضمیران
ماه حریت و آزادگی است.
ماه تشنه جان دادن بر لب فرات .
ماه سر نهادن بر امر حق
ماهی که جنگ وخونریزی در آن حرام شد ولی خونین ترین ماه شد.
ماه تجلی ایثار ، فداکاری و در یک کلام ماه تبلور عشقبازی عاشقان و دلباختگان کوی حق است.
ماهی که شقی ترین موجودات روزگار ، پاک ترین انسانهای دوران یعنی ریحانه رسول خدا –حسین (ع)- و 72 تن از یارانش را با فجیع ترین شکل ممکن به خاک و خون کشیدند .
حسین جان ای کاش روز واقعه ما هم بودیم و در کنار تو ویارانت سر بر آستان حق میگذاشتیم و آنچه را که رضای تو و خدای تو در آن بود انجام میدادیم.
حسین جان مطمئن باش اگر آن روز وفای مردم این دوران در خون پیمان شکنان کوفه بود و عاشقان و شیفتگان امروزت را داشتی کسی را یارای ایستادن در مقابل تو نبود .
ولی تقدیر حق تعالی چیزی دیگربود !
باید پیمانها شکسته می شد تا چهره یاران با وفا و دوستداران حقیت و حریت و آزادگی از مذوران جاه طلب و پیمان شکن و ذلت پذیران دون صفت ، تمییز داده می شد.
باید خونی ریخته میشد تا نهال نوپای اسلام را تنومند کند چنان که مهیب ترین رخدادهای روزگار نتواند کوچکترین خدشه ای به آن وارد کند.
برای این امر خطیر چه کسی برترو شایسته تر از حسین و چه یارانی با وفاتر از یاران حسین و چه صبری بالاتر از صبر زینب که تاب تحمل مصائب این امتحان را داشته باشد و منزل به منزل این واقعه را برای ثبت در جریده روزگار نقل کند تا این نهال نوپا تبدیل به درختی تنومند شود؟
آری غافلان از خدا بی خبر از تقدیر حق تعالی آگاه نبودند. حسین باید کشته می شد تا اسلام زنده بماند و اگر چنین نمی شد فاجعه ای بس سنگین تریعنی فقدان دینی به نام اسلام دامن بشر امروز را میگرفت .
به راستی در پس این واقعه چیزی غیر از این حقیقت نهفته است که همه ساله خیل انسانهای مشتاق را نا خواسته و بدون فراخوان عمومی و خود جوش به مساجد ، تکایا ، حسینیه ها و کوچه و خیابان می کشاند تا ارادت خود را به نقش آ فرینان بزرگترن حماسه روزگار ثابت کنند ؟
مگر نه این است که زنده ماندن اسلام امروز ما مرهون همین واقعه است. پس لاجرم باید به خواست خدا سر تسلیم فرود آورد و همین افتخار مارا بس که خود را در جرگه یاران و مشتاقان حسین (ع) می پنداریم و با خدای خود چنین میگوییم :
خدایا همه این وقایع برای وصال به سرچشمه حقیقت و معرفت توست پس در جاده ای که به وصال تو می انجامد رسول تو و ائمهه اطهار چراغهایی هستند فروزان در جهت روشنایی مسیر. الهی الطاف رحمتت را نصیب ما بگردان و ما را در زمره عاشقان اهل بیت و دوستداران حسین قرار ده و اندیشه ما به اندیشه حسین ، راه ما به راه حسین و بینش ما را به بینش حسین و اهل بیت (علیهما السلام) نزدیک کن که این است سفینه نجات ما.
سلام بر حسین (ع)