تبلیغات
سپهر من

جای تبلیغات شما
کل بازدید:
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :

شناسه:
ایمیلتان:


تبلیغات متنی شما در اینجا با 2500 تومان

جای لینک های شما با بهترین قیمت

لـــینک هـای پــر بــازدیــد

جای لینک های شما با آمار بالا

جای تبلیغات سایت شما

برترین لینک های سایت

جای لینک های طلایی وبلاگ

وبلاگ بزرگ سپهر برترین وبلاگ در دنیای مجازی.

hossien adibi CLICK HERE

جای تبلیغات سایت شما

وبلاگ بزرگ سپهر برترین وبلاگ در دنیای مجازی.

hossien adibi CLICK HERE

اسم آن بزرگوار على ، كنیه او ابو الحسن الثانی و لقب مشهور او رضا است . عمر مبارك آن حضرت پنجاه و پنج سال بود . (1) در یازده ذى القعده سال 148 هجرى به دنیا آمد (2) و در سال 203 هجرى (3) در آخر ماه صفر به دست مأمون عباسى مسموم و شهید شد.
          مدت امامت آن بزرگوار، بیست سال بود (4) كه تقریبا هفده سال آن را در مدینه ، ملجأ عوام ، منجى انام ، معلم علما و مروج دین بود. سه سال آخرعمرا را اجبارا درطوس گذراند و سرانجام درآنجا به دست مأمون شهید شد. 
          
          مقام علمى حضرت رضا(ع)
          از منابع اسلامى درباره ی امام هشتم (ع ) مى ‏توان نتیجه گرفت كه آن حضرت عالم به ما سوى الله، واسطه فیض این عالم ، معدن كلمات پروردگار ، صندوق انوار الهى و خزینه ی علم خداوند متعال است. احتجاجات و مباحثات حضرت رضا (ع) با فرقه ‏هاى مختلف در مجلس مأمون ، مقام علمى آن حضرت را آشكار مى‏كند. چنانكه بارها مأمون مى‏گفت:" ما اعلمُ احداً افضل من هذا الرّجل على وَجهِ الارض."
          " هیچ كس را در روى زمین داناتر از حضرت رضا نمى ‏دانم. "
         
          تواضع حضرت رضا(ع)
          یاسر، خادم آن حضرت مى‏ گوید: حضرت رضا همیشه با خدمه و كارگران خود غذا مى‏ خورد و دوست داشت با آنها بنشیند و صحبت و درد دل كند. بعضى از ناآگاهان به این كار حضرت ایراد مى ‏گرفتند و حضرت مى ‏فرمود:" ... الجزاءُ بالاعمال." (5)
          ... فضیلت فقط و فقط به كردار است.
         
          ادب و اخلاق حضرت رضا(ع)
          ابراهیم بن عباس كه در مسافرت از مدینه تا طوس همراه آن حضرت بوده است ، چنین مى ‏گوید : « ندیدم به احدى ظلم كند ، هیچ وقت كلام كسى را قطع نمى‏ كرد و هیچ حاجتى را رد نمى‏ نمود . پاى خود را مقابل احدى دراز نمى‏ كرد و در مقابل احدى تكیه نمى ‏داد و با هیچ كس سخن جسارت آمیز نمى ‏گفت.» (6)
         
          سخاوت حضرت رضا(ع)
          اینک خبری را که کلینی درباره ی سخاوت آن بزرگوار نقل کرده ذکر کنیم : راوى مى ‏گوید: « با جمعى بسیار خدمت حضرت رضا بودیم كه ابن سبیلى آمد و چنین گفت: یابن رسول الله! من دوست شما و پدران شما هستم. نفقه خود را در راه حج گم كرده ‏ام. نفقه ی راه به من عنایت كنید ، چون به خراسان رسیدم براى شما صدقه مى‏دهم ، زیرا آنجا مكنت دارم. امام از اتاق بیرون رفت و پس از چندى از بالاى در ، دویست دینار به او داد و فرمود: لازم نیست صدقه بدهى . امام پس از رفتن ِ آن مرد به درون آمد و در پاسخ به حاضران دربیان سبب کارخود فرمود : خواستم ذلت سؤال را در چهره ی او نبینم. آیا نشنیده ‏اید كه رسول اكرم فرموده است: صدقه پنهانى ، معادل هفتاد حج است ، گناه آشكار موجب خذلان ، و گناه پنهانى را خداوند مى ‏آمرزد. » (7)
         
          هدف مأمون از انتخاب امام به عنوان ولیعهد
          مأمون با تظاهر به تشیع (8) در صدد رفع مشكلاتى بود كه از ناحیه‏ علویون - از آغاز خلافت - بر سر راهش قرار گرفته بود او در این مبارزه ، گام به گام حركت كرد و در نهایت « ولایتعهدى‏» را بر امام رضا علیه السلام تحمیل نمود .
          مأمون در برابر اعتراضى كه در مورد ولایتعهدى امام علیه السلام بر او شد چنین پاسخ داد:
          « این مرد [امام رضا علیه السلام] كارهاى خود را از ما پنهان كرده و مردم را به امامت خود ‏خود مى ‏خواند ، ما او را بدین جهت ولیعهد قرار دادیم كه مردم را به خدمت ما بخواند و به خلافت ما اعتراف نماید و در ضمن شیفتگان ایشان بدانند كه او آن چنان كه ادعا مى‏كند ، نیست ؛ و این امر (خلافت) شایسته ی ما است نه او! و همچنین ترسیدیم ، اگر او را به حال خود بگذاریم در كار ما شكافى به ‏وجود آورد كه نتوانیم آن را پر كنیم و اقدامى علیه ما بكند كه تاب مقاومتش را نداشته باشیم . اكنون كه در رابطه با وى ، این شیوه را پیش گرفته ، در كار او مرتكب خطا شده و خود را با بزرگ كردن او در لبه‏ى پرتگاه قرار داده ‏ایم ، نباید در كار وى سهل ‏انگارى كنیم . بدین جهت ‏باید كم كم از شخصیت و عظمت او بكاهیم تا او را پیش مردم به صورتى در آوریم كه از نظر آنها شایستگى خلافت را نداشته باشد ، سپس در باره ‏ى او چنان چاره اندیشى كنیم كه از خطراتی كه ممكن بود متوجه ما شود جلوگیرى كرده باشیم ‏» . (9)
          « ابا صلت هروى ‏» نیز در خصوص واگذارى ولایتعهدى به على بن موسى الرضا علیه السلام مى ‏گوید:
          « ولایتعهدى را به امام واگذاشت ، تا به مردم نشان دهد كه او چشم به دنیا دارد و بدین ترتیب ، موقعیت معنوى خود را پیش آن‏ها از دست ‏بدهد » .(10)
         
          عكس العمل امام رضا علیه السلام در برابر پیشنهاد ولایتعهدى
          اولین واكنش امام هشتم علیه السلام نسبت ‏به پیشنهاد مأمون در خصوص ولایتعهدى ، سر باز زدن از آمدن به خراسان بود زیرا آمدن او به «مرو» یك پیروزى سیاسى براى مأمون به حساب مى‏آمد. (11)
          كلینى از « یاسر خادم ‏» و « ریان بن صلت ‏» نقل می کند که : وقتى كار امین پایان گرفت و حكومت مأمون استقرار یافت، نامه‏اى به امام علیه السلام نوشت و از او خواست تا به خراسان بیاید ، ولى امام به درخواست او جواب مساعد نمى‏داد . (12) مأمون در سال 200ه . ق نامه ‏ها و پیك ‏هاى متعددی به مدینه ، حضور حضرت رضا علیه السلام فرستاد و آن حضرت را با به خراسان دعوت كرد (13)
          سرانجام " رجاء بن ابى الضحاك‏ " را مأمور كرد كه امام علیه السلام را به این مسافرت مجبور كند. (14) 
         



نوشته شده توسط : حسین ادیبی در تاریخ : شنبه 3 آذر 1386 --- نظرات ( )
جای لینک باکس شما

جهت مشاهده مطالب بیشتر حتماً صفحات دیگر سایت را بازدید نمایید.


کلیه حقوق این سایت محفوظ و هرگونه کپی برداری پیگرد دارد
WWW.Fotolia.Tk